غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شرم گناه رهبر توفیق بوده است
عصیان غبار لشکر توفیق بوده است
مستان سری که در سر می می کشیده اند
در انتظار افسر توفیق بوده است
تبخاله ندامت لبهای آتشین
گوهر فروز اختر توفیق بوده است
موج قدح که صیقل زنگ کدورت است
آیینه دار شهپر توفیق بوده است
دستی که ناگهان به دعا می گشوده اند
در آرزوی ساغر توفیق بوده است
صائب مس وجود ترا ساختن طلا
در دست کیمیاگر توفیق توفیق بوده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره توفیق و نقش آن در زندگی انسانها صحبت میکند؛ توفیق به عنوان یک نعمت و راهنمایی برای ارتقاء روحی و معنوی افراد. شرم و ندامت از گناه و عصیانی که در زندگی وجود دارد، همگی نشانههایی هستند که افراد در جستجوی توفیق و کمال به آنها رجوع میکنند. در نهایت، توفیق به عنوان یک عنصر ارزشمند در تبدیل و ارتقاء وجود انسان، و نیز به عنوان وسیلهای برای رسیدن به هدفهای والا معرفی میشود.