نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شیرازه طرب خط پیمانه بوده است

سیلاب عقل، گریه مستانه بوده است

از بند گشت شورش مجنون یکی هزار

زنجیر تازیانه دیوانه بوده است

امروز کرده اند جدا خانه کفر و دین

زین پیش اگر نه، کعبه صنمخانه بوده است

امروز حسن و عشق جدایند، اگر نه شمع

یک مصرع از سفینه پرواز بوده است

با دامن گشاده صحرا چه می کند

هر سبزه ای که در گره دانه بوده است

صائب غبار خط معموره چون شود؟

جغدی که خال چهره ویرانه بوده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت عشق و دیوانگی پرداخته است. شاعر به سیمای مختلف عشق و دیوانگی اشاره می‌کند و می‌گوید که دیوانگی، شور و التهاب خاصی دارد. او به جدایی کفر و دین امروز اشاره می‌کند که در گذشته وجود نداشته و همچنین از جدای حسن و عشق یاد می‌کند که هر دو در حقیقت یکی هستند. در پایان به تصویر غم انگیزی از ویرانی و حسرت برمی‌خیزد. به طور کلی، شعر معانی عمیق و فلسفی درباره عشق، دیوانگی و جدایی‌ها را در خود جای داده است.