نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۱۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آهی که غم ز دل نبرد ناکشیدنی است

مرغی که نام بر نبود پر بریدنی است

چون باده صبوح به رگهای میکشان

هر کوچه ای که هست به عالم، دویدنی است

دندان نمودن است در رزق را کلید

پستان خشک دایه قسمت گزیدنی است

زان لعل آبدار که می می چکد ازو

سنگ و سفال میکده ما مکیدنی است

موج شراب، رخنه دل را رفوگرست

این رشته امید به سوزن کشیدنی است

دل در بقا مبند کز این باغ پر فریب

بی بال و پر چو قطره شبنم پریدنی است

نتوان چو موج سرسری از بحر می گذشت

چون درد می، به غور ته خم رسیدنی است

نقل و شراب، هر دو به هم جوش می زند

لعل تو هم مکیدنی و هم گزیدنی است

چپ می رود به راست روان طریق عشق

در گوش چرخ، حلقه آهی کشیدنی است

هر چند درس عشق ز تعلیم فارغ است

هر صبح یک دو نغمه ز صائب شنیدنی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساسات عمیق و پیچیده انسانی است. شاعر به بیان غم و اندوهی می‌پردازد که از دل نمی‌رود و اشاره به ناپایداری و گذرایی زندگی دارد. او با تشبیهاتی از جمله باده و میکده، به جستجوی خوشی‌ها و لذت‌ها می‌پردازد، اما در عین حال، از مشکلات و سختی‌ها نیز سخن می‌گوید. در نهایت، به عشق و آموزه‌های آن اشاره می‌کند و این که عشق نیاز به یادگیری و تجربه دارد. شعر به نوعی نمایانگر تضاد میان شادی و غم، و همچنین تلاش برای یافتن معنا در زندگی است.