نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست

با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست

در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر

آتش به گرمی عرق انفعال نیست

از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام

پیراهنم قلمرو خار جدال نیست

چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من

با بوسه تو چاشنی اعتدال نیست

بتوان گذشت از سر صد معنی بلند

از خون دزد لفظ گذشتن حلال نیست

صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش

در صحبتی که حال بود، جای قال نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون جدال و ستیزه، کمال، عشق و ارتباطات انسانی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که در برابر حریفان ناتمام نباید درگیر شد، و در مواجهه با درد و رنج، تنها نام گناه را به میان نیاورد. همچنین، او از صلح و آرامش سخن می‌گوید و تجربیات خود را از عشق و رابطه بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در ارتباطات انسانی باید توجه به حال و روحیه افراد داشت و از حرف‌های بی‌معنا خودداری کرد.