نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سر رشته امید ز رحمت گسسته نیست

تا لب گشاده است در توبه بسته نیست

گر محتسب شکست خم میفروش را

دست دعای باده پرستان شکسته نیست

نتوان مرا دگر به فسون رام خویش کرد

مرغ ز دام جسته من چشم بسته است

چون نوبت نگاه رسد خسته می شود

چشمت که در شکستن دل هیچ خسته نیست

بنمای یوسفی که درین قحط سال عشق

بر چهره اش غبار کسادی نشسته نیست

مویی دم ز فکر دهان و میان او

هر چند در تصور او هیچ بسته نیست

آنجا که برق غیرت عشق است نامه سوز

هر قاصدی که پی نکنی، پی خجسته نیست

صائب برو به کوی خرابات فرش شو

کانجا به غیر توبه کسی دلشکسته نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره امید و عشق و توبه نوشته شده است. شاعر بیان می‌کند که امید به رحمت خداوند هرگز قطع نمی‌شود، تا زمانی که درهای توبه باز است. اگر چه ممکن است مشکلاتی در راه عشق وجود داشته باشد، اما اراده و شوق قلبی نمی‌تواند شکسته شود. او اشاره دارد که دل‌های شکسته نیز در جوار عشق و باده‌ی معنوی، امکان ترمیم و آرامش دارند. در نهایت، پیشنهاد می‌شود که به فضاهای عشق و خوشی برویم، زیرا آنجا کسی دل شکسته نمی‌شود و همه می‌توانند به رحمت و بخشش دست یابند.