نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست

دست و دل گشاده چو روی گشاده نیست

فیض فتادگان بود از ایستاده بیش

سنگ نشان به راهنمایی چو جاده نیست

چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

چون طفل نوسوار به میدان اختیار

دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست

هر چند کوه قاف بود لقمه ای بزرگ

عنقا اگر شوی ز دهانت زیاده نیست

چرخ است زیر ران ز دنیا گذشتگان

عیسی اگر پیاده شد از خر، پیاده نیست

صائب در آن سری که بود همت بلند

گر می شود به خاک برابر، فتاده نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحلیل خصایل انسانی و ارزشیابی کارهای نیک می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که شخصیت و حسن خلق آدمی از رتبه و مقام او مهم‌تر است و در زندگی، دست و دل گشاده ارزش بیشتری دارد. او تأکید می‌کند که افرادی که در زندگی خود به دیگران کمک می‌کنند و فیض و بهره را از ایستادگی و فداکاری خود به جا می‌گذارند، از کسانی که ثروت و مقام دارند بیشتر مورد احترام هستند. شاعر می‌گوید که اگر مشکلی در زندگی وجود دارد، نباید خود را در آن گره بزنیم بلکه باید با گشاده‌دستی و روحیه‌ای مثبت به آن مواجه شویم. همچنین، او به تمثیلی از یک کودک اشاره می‌کند که گرچه دارای اختیار است، اما اراده قوی ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته می‌پردازد که در برابر مشکلات و چالش‌ها، همت و عزم بلند انسان‌ها بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد و نباید فراموش کرد که در نهایت همه در برابر زمین و زمان برابر هستند.