غزل شمارهٔ ۲۱۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از خسیسان چاره نبود مردم بگزیده را
می شود گاهی به برگ کاه حاجت، دیده را
نیک بیش از بد حجاب راه بینایان شود
زحمت گل بیشتر از خار باشد دیده را
قدر صحرای عدم را رفتگان دانند چیست
توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را
نیست در طبع گرانجانان نصیحت را اثر
شور محشر برنیانگیزد ره خوابیده را
چشم خواب آلود را در خلوت دل بار نیست
حاش لله کعبه پوشد جامه پوشیده را
لازم غفلت بود خواری، نبینی رهروان
می کنند اکثر به پا بیدار، ره خوابیده را؟
از علایق فارغند آزاد مردان همچو سرو
خار نتواند گرفتن دامن برچیده را
نیست آسان معنی پیچیده صائب یافتن
رهنما از پیچ و تاب است این ره پیچیده را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نکات اجتماعی و انسانی اشاره میکند. او میگوید که خسیسان و افرادی که به ظاهر پرهیزکارند، در واقع نمیتوانند نیازهای واقعی مردم را درک کنند. شاعر به نیک و بد اشاره میکند و میگوید که درک زیباییهای زندگی برای افراد بینا، گاهی بهای بیشتری از استاد صبر میطلبد. او بر این نکته تأکید دارد که کسانی که در زندگی تلاش میکنند، نباید از خواب غفلت بیدار شوند، و همچنین به اهمیت آزادگی و رهایی از وابستگیها اشاره میکند. در نهایت، شاعر میافزاید که یافتن معانی عمیق و پیچیده زندگی، کار سادهای نیست و نیاز به راهنمایی و بینش صحیح دارد.