نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست

هر کس که شود رهزن ما، راهبر ماست

در ظاهر اگر شهپر پرواز نداریم

افشاندن دست از دو جهان بال و پر ماست

با همت مردانه گذشتن ز دو عالم

یک منزل کوتاه دل نوسفر ماست

هر جا که شود چاشنی عشق پدیدار

گردیده مورست، که تنگ شکر ماست

روی نگه ماست به صد راه چو مژگان

هر چند که آن پاک گهر در نظر ماست

سرمایه عیشی که به آن فخر توان کرد

خشتی است که از کوی تو در زیر سر ماست

گر بر جگر کوه گذارند شود آب

داغی که ز عشق تو نهان در جگر ماست

روشن شود از ریختن اشک، دل ما

ابریم که روشنگر ما در جگر ماست

صائب کند از جلوه دل اهل نظر خون

بر چهره هر لاله که داغ نظر ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و زیبایی پرداخته است. شاعر از حجاب‌هایی که عشق به روی او می‌زند صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که عشق می‌تواند ما را به اوج برساند، حتی اگر در ظاهر هیچ‌گونه بال و پر نداشته باشیم. او بیان می‌کند که در دل انسان، عشق همانند شور و شوقی است که به وجود می‌آورد و هر جا عشق باشد، شادی و نشاط نیز حاضر است. همچنین به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و آن را منبع شادی و آرامش می‌داند. در نهایت، عشق به معشوق را به عنوان داغی عمیق در دل توصیف می‌کند و می‌گوید این عشق می‌تواند باعث ظهور اشک و عواطف عمیق شود.