نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست

این آینه رو پرده نشین از نفس ماست

بال و پر ما تیر جگردوز خزان است

پیراهن گل چاک ز شوق قفس ماست

اندیشه نداریم چو شمع از دهن گاز

سر پیش فکندن ثمر پیشرس ماست

از حسن گلوسوز شکر باج ستانیم

پروانه ناکام، کباب مگس ماست

بی برگی ما برگ و نوای دگران است

شیرازه گلهای چمن خار و خس ماست

هر چند درین قافله پامال غباریم

هر کس که به راه آمده است از جرس ماست

صائب مگر ایام خزان پاک نماید

گردی که بر آیینه گل از نفس ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و معانی عمیق عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از حسن و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و به درد دل‌ها و اندوه‌های عشق اشاره دارد. او به تصویر کشیدن احساسات خود از طریق نمادهایی مثل شمع و پروانه پرداخته و وضعیت انسانی را در مسیر عشق و زندگی توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر چند در مسیر زندگی به مشکلات و غبارها برمی‌خوریم، اما زیبایی و حقیقت عشق همیشه در یاد هست.