نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در عالم فانی که بقا پا به رکاب است

گر زندگی خضر بود نقش بر آب است

از مردم دنیا طمع هوش مدارید

بیداری این طایفه خمیازه آب است

چون کوه، بزرگان جهان آنچه به سایل

بی منت و بی فاصله بخشند، جواب است!

در مشرب ما خاک نشینان قناعت

در آب رگ تلخی اگر هست گلاب است

در چشم گرانخواب، کتاب است کم از خشت

در دیده بیداردلان خشت کتاب است

مستی که ز خونابه دلهاست شرابش

دود دل ما در نظرش دود کباب است

زان در نظر خلق عزیزست، که گوهر

قانع شده از بحر به یک قطره آب است

آن را که ز کیفیت دیدار خبر یافت

هر شسته عذاری به نظر عالم آب است

هر چند که در خانه ز آب است خرابی

در دیده ما خانه بی آب خراب است

چون ریگ روان نرم روان مانده نگردند

وامانده کسی راهنوردان ز شتاب است

صائب به اثر زنده ز مرده است نکوتر

دستی که عطایی نکند پای به خواب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نکات عمیق فلسفی و عرفانی اشاره دارد و مضمون اصلی آن در مورد بی‌پایانی زندگی و ارزش‌های انسانی در عالم فانی است. شاعر به زندگی‌های گذرا و فانی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که هیچ چیزی در این دنیا پایدار نیست. او افراد را از طمع و بخشندگی‌های ظاهری بازمی‌دارد و بر اهمیت قناعت و روشن‌بینی تأکید می‌کند. در واقع، در این اشعار، تلاش می‌شود تا نشان داده شود که ارزش‌های واقعی زندگی در عمق و فهم ما نهفته است و ما باید از ظواهر و چیزهای زودگذر دوری کنیم. در نهایت، شاعر بر اهمیت بیداری و آگاهی تأکید می‌کند و زندگی حقیقی را در شناخت عمیق و قناعت می‌داند.