نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیچیدن سر از دو جهان افسر عشق است

برخاستن از جان، علم لشکر عشق است

گلگونه رخسار گهر گرد یتیمی است

خواری و غریبی پدر و مادر عشق است

گر دفتر عقل است ز جمعیت اوراق

از هر دو جهان فرد شدن دفتر عشق است

تنها نگرفته است همین روی زمین را

چون بیضه فلک در ته بال و پر عشق است

سر بر خط حکمش ننهد خاک، چه سازد؟

جایی که فلک بنده و فرمانبر عشق است

حرفش ز دل سوخته ام دود برآورد

آتش بود آن آب که در گوهر عشق است

بر حلقه در، در حرم وصل برد رشک

هر حلقه چشمی که ادب پرور عشق است

چون نار کند شق دل مینای فلک را

این باده پر زور که در ساغر عشق است

از عشق بود هر که رسیده است به جایی

پرواز کمالات به بال و پر عشق است

شیرین سخن افتاده اگر خامه صائب

زان است که نیشکر بوم و بر عشق است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأثیر و عظمت عشق می‌پردازد و عشق را به عنوان نیرویی سرشار از زیبایی و کمال معرفی می‌کند. شاعر عشق را فراتر از محدودیت‌های دنیوی می‌داند و آن را به مثابه سپاه و علم برتر توصیف می‌کند. عشق به عنوان منبع زیبایی، خلوص و کمال مطرح شده و احساساتی چون غریبی و تنهایی در این راه به تصویر کشیده شده‌اند. همچنین، عشق به عنوانایجادکننده‌ی ارتباطات عمیق، دیالوگ و درک متقابل بین انسان‌ها تأکید می‌شود. در نهایت، تمام کمالات و موفقیت‌ها در زندگی برآمده از عشق است و شاعر عشق را به‌عنوان بنیادی برای پیشرفت و تعالی انسان‌ها معرفی می‌کند.