نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است

این سیل سبکسیر به هر کوچه دویده است

ای غنچه خندان به حیا باش که شبنم

آواز شکر خنده گل را نشنیده است

در بردن دل اینهمه تعجیل چه لازم؟

این طور زلیخا پی یوسف ندویده است

در صاف خموشی نبود درد ندامت

دندان تأسف لب ساغر نگزیده است

صائب نفس مشک فشان تو مکرر

از مغز غزالان ختن عطسه کشیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و دلشکستگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که همه انسان‌ها تجربه‌ای از درد عشق را دارند و همچنین به موقعیت و ظرافت عشق اشاره می‌کند. او به غنچه‌ای که خندان است هشدار می‌دهد که نباید در شادی‌اش غافل شود زیرا ممکن است غم را از یاد ببرد. همچنین اشاره می‌کند که شتابزدگی در عشق لازم نیست و به داستان زلیخا و یوسف اشاره می‌کند تا نشان دهد که عشق واقعی باید با صبر باشد. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و اشتیاق‌های دل اشاره می‌کند که همواره در پس این احساسات نهفته‌اند.