غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
هر روز ازین ماه مبارک شب عیدی است
هر آه جگرسوز که از سینه برآید
در دامن صحرای جزا سایه بیدی است
هر نوع شکستی که ترا روی نماید
چون موج درین بحر پر و بال جدیدی است
تا خلوت یوسف که صبا راه ندارد
از دیده یعقوب عجب راه سفیدی است
در دامن دشتی که تو می می کشی امروز
هر لاله او شمع سر خاک شهیدی است
صائب اگرت دیده بیدار نخفته است
در پرده شبگیر عجب صبح امیدی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مبارکی و امیدهایی است که در ماه رمضان وجود دارد. هر شب این ماه، امید به روز بعد و جشن عید را نوید میدهد. نفسهای عمیق و دلسوزی که از دل برمیآید، در واقع نمایانگر رحمت و پاداش است. شکستها و چالشها نیز میتوانند فرصتی برای نوآوری و رشد باشند. در نهایت، شاعر به بیداری و بینش اشاره میکند که میان شب و صبح امید وجود دارد. ماه رمضان به عنوان فرصتی برای توجه به ارزشها و آرمانهای بالاتر توصیف شده است.