نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟

استادگی عکس درین آب روان چیست؟

پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست

آسودگی خلق ز مرگ دگران چیست؟

آسوده شود سیل چو پیوست به دریا

از بیم اجل این همه فریاد و فغان چیست؟

جز خواهش الوان که کشیده است به خونت

دیگر ثمر نعمت الوان جهان چیست؟

تخمی بفشان، توشه راهی به کف آور

حاصل ز دل و دیده خونابه فشان چیست؟

چون دیده ارباب هوس، روز قیامت

در پله اعمال تو جز خواب گران چیست؟

ای سرو که عمری به رعونت گذراندی

جز دست تهی، حاصلت از باغ جهان چیست؟

مردم همه مهمان لب کشته خویشند

از گردش چرخ این همه فریاد و فغان چیست؟

حق رزق تو بر سفره افلاک نوشته است

ای سست یقین این همه اندیشه نان چیست؟

تا چند به گرد سخن خلق برآیی؟

جز ذکر خدا صیقل شمشیر زبان چیست؟

صائب قدم از دایره چرخ برون نه

جز نیش درین کارگه شیشه گران چیست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تأمل در زندگی و پوچی آن می‌پردازد. او از دلبستگی انسان‌ها به زندگی کوتاه و زودگذر انتقاد می‌کند و می‌پرسد که دلیل این استقامت و تعلق خاطر به آن چیست. وی به ناچیزی زندگی اشاره کرده و می‌گوید که همه‌ی این صداها و ناله‌ها ناشی از ترس از مرگ است. همچنین، او به زحمت انسان‌ها برای به دست آوردن نعمت‌ها و مادیات دنیا اشاره می‌کند و این سؤالات را مطرح می‌سازد که در نهایت چه بهره‌ای از این کارها خواهند برد؟ شاعر ضمن یادآوری عدم امانت‌داری انسان‌ها و بی‌فایده بودن تلاش‌هایشان در برابر بیداری واقعی، به یاد خدا و محدودیت‌های زندگی اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که تنها چیزی که باقی می‌ماند، اعمال و یاد خداست. در نهایت، پیام نظم و هوشیاری در برابر فانی بودن دنیا و اهمیت زندگی معنوی را منتقل می‌کند.