نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رتبهٔ بالِ پری باشد پَرِ تیرِ تو را

شوخی چشمِ غزالان است زِهگیر تو را

می‌شود سرسبز از عمرِ ابد، آن را که کِشت

داده‌اند از چشمهٔ خضر، آبِ شمشیر تو را

چرخ نتواند نگاهِ کج به مجنونِ تو کرد

شیر می‌بوسد زمین از دور، نخجیر تو را

شاهدِ گویاست بر حسنِ تمام، اجزای تو

نا‌تمامی، در کفِ نقاش، تصویر تو را

وه چه سلطانی، که بر گردن عزیزِ مصر را

منّتِ زلفِ گره‌گیرست زنجیر تو را

حسنِ دوراندیش آماده‌ست از خط گِردِ مشک

تا کند در منتهای حسن، تعمیر تو را

می‌شمارد گوهرِ شه‌وار را اشکِ یتیم

قلبِ صائب چون فریبد دیدهٔ سیر تو را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت‌های معشوقه‌اش می‌پردازد. او با استفاده از تصاویر طبیعی و اشارات به اشعار و افسانه‌های عاشقانه، نشان می‌دهد که چگونه زیبایی معشوقه‌اش می‌تواند روح و جان را زنده کند. شاعر به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی اشاره می‌کند و به شکل‌های مختلف، به ابعاد گوناگون زیبایی و محبت اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به نوعی بیانگر عمق و پیچیدگی عشق و زیبایی در روابط انسانی است.