نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لطف و قهر زمانه هر دو یکی است

گره دام و دانه هر دو یکی است

پشت و رو نیست کار دنیا را

شب و روز زمانه هر دو یکی است

دیده خوابناک غفلت را

صور حشر و فسانه هر دو یکی است

خنده برق در سبکسیری

با نشاط زمانه هر دو یکی است

خاکساران بی تعین را

مسند و آستانه هر دو یکی است

نقد باشد قیامت عاشق

پیش ما گور و خانه هر دو یکی است

نیست از هم جدا دل و دلدار

چون دو لب، این دو دانه هر دو یکی است

جلوه آب خضر در ظلمات

با شراب شبانه هر دو یکی است

خانه با یار خانگی زیباست

ورنه زندان و خانه هر دو یکی است

ما که از بال خویش در قفسیم

بیضه و آشیانه هر دو یکی است

نسبت کشتی شکسته ما

با کنار و میانه هر دو یکی است

صائب این آن غزل که تنها گفت

بد و نیک زمانه هر دو یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به همسانی و یگانگی دو جنبه متضاد زندگی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که نه تنها لطف و قهر زمانه یکسان‌اند، بلکه دیگر دوگانگی‌ها مانند روز و شب، غفلت و بیداری، شادی و اندوه، و حتی زندگی و مرگ نیز تأکید بر همین یگانگی دارند. شاعر به این نکته می‌پردازد که دل و دلدار و همچنین زندگی و زندان در ذات خود بدون تفاوت‌اند. به‌طور کلی، مفاهیم زیبایی و تلخی، عشق و جدایی، و خوشبختی و بدبختی در واقع یکی بوده و همگی بخشی از تجربه انسانی محسوب می‌شوند.