نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است

تیغ برهنه باشد رویی که بی نقاب است

می در جبین پاکان از شرم آب گردد

رخسار شرمگین را خط پرده حجاب است

با بد گهر میامیز تا بد گهر نگردی

حکم شراب دارد آبی که در شراب است

تاج سر بزرگی است دلجویی ضعیفان

دریای پاک گوهر همکاسه حباب است

ما شکوه ای نداریم از تنگدستی، اما

در ماه ناتمامی نقصان آفتاب است

از بیقراری ماست این خاکدان برونق

شیرازه بیابان از موجه سراب است

از سینه های روشن در مغز پی توان برد

در بند پوست باشد علمی که در کتاب است

در جای خویش دارد بد آبروی نیکان

شیرین ترست از جان تلخی چو در شراب است

مکتوب خشک صائب سوهان روح باشد

چون نیست چرب نرمی خط آیه عذاب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی و تاثیر عمیق احساسات اشاره دارد. شاعر به وضوح در مورد زیبایی و جذابیت بدون حجاب صحبت می‌کند و بیان می‌کند که ظاهر فریبنده‌ی بی‌نقاب می‌تواند خطرناک باشد. او همچنین به مفهوم شرم و حیا پرداخته و اشاره می‌کند که برخی از زیبایی‌ها نیاز به حریم دارند. شاعر در ادامه به دوستی و همدلی با ضعیفان تأکید می‌کند و می‌گوید که بزرگی در حمایت از دیگران است. همچنین به موضوعات ناتوانی و فقر پرداخته و به این نکته اشاره می‌کند که در دل تاریکی‌ها، نور و زیبایی‌هایی وجود دارد. او به این حقیقت اشاره می‌کند که علم واقعی در دل انسان‌ها نهفته است و نه فقط در نوشته‌ها. و نتیجه‌گیری می‌کند که وجود زیبایی واقعی در درون انسان‌هاست، نه در ظواهر بیرونی.