نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آب خضر و می شبانه یکی است

مستی و عمر جاودانه یکی است

بر دل ماست چشم، خوبان را

صد کماندار را نشانه یکی است

پیش آن چشمهای خواب آلود

ناله عاشق و فسانه یکی است

در مقامی که غور باید کرد

قطره و بحر بیکرانه یکی است

کثرت خلق، عین توحیدست

خوشه چندین هزار و دانه یکی است

پله دین و کفر چون میزان

دو نماید، ولی زبانه یکی است

رهروانی که راست چون تیرند

همه را مقصد و نشانه یکی است

دو جهان سنگ راه سالک نیست

نسبت تیر با دو خانه یکی است

گر هزارست بلبل این باغ

همه را نغمه و ترانه یکی است

نشود نور مهر پست و بلند

پیش ما صدر و آستانه یکی است

عاشقی را که غیرتی دارد

چین ابرو و تازیانه یکی است

خنده در چشم آب گرداند

ماتم و سور این زمانه یکی است

پیش مرغ شکسته پر صائب

قفس و باغ و آشیانه یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارتباط و وحدت بین پدیده‌ها و احساسات مختلف می‌پردازد. شاعر توضیح می‌دهد که همه چیز در جهان به یکدیگر مرتبط و در واقع یکسان هستند. آب خضر و شبی بی‌نهایت، عشق و زندگی جاودانه، و دل‌باختگی و زیبایی همه به یک معنا واحد اشاره دارند. همچنین، کثرت و تنوع در خلقت، در حقیقت بیانگر توحید است و همه موجودات به یک حقیقت واحد می‌رسند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در میان این تفاوت‌ها، درون همگی یکسانی و ارتباطی عمیق وجود دارد. در واقع، برقراری ارتباط بین عشق، زیبایی، دین و دنیا نشان‌دهنده وحدت در کثرت است.