نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۴۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

پیغام، نمکچش وصال است

دلخوش کن عاشقان خیال است

خورشید فلک سفید ابروست

خورشید تو عنبرین هلال است

هر جا که دل شکسته ای هست

ریحان خط ترا سفال است

خورشید ترا ز سایه خط

پیداست که اول زوال است

اندیشه چشم مشکبویان

آهوی قلمرو خیال است

رخساره آتشین او را

پروانه خانه زاد، خال است

با چشم تو آشنایی ما

می پنداری هزار سال است

غیر از لب جام نیست صائب

امروز لبی که بی سؤال است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری همچون خورشید و ریحان، احساسات عاشقانه و خیالات دل‌انگیز را بیان می‌کند. دل‌شکستگی و زیبایی معشوق در محور اصلی این ابیات قرار دارد. شاعر به معشوقش اشاره می‌کند که همچون خورشید است و در دل عاشقان نور و زندگی می‌بخشد. در نهایت، اشاره به لب‌ جام و سوالات بی‌پاسخ نشان می‌دهد که عشق و زیبایی پیوسته در زندگی جاری است.