نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

چینی که طراز جبهه یارست

بندی است که بر زبان اغیارست

حسن از تمکین دوام می گیرد

گوش سنگین حصار گلزارست

سیری ز نظاره نیست عاشق را

آیینه گرسنه چشم دیدارست

هر چند ترا ز نام ما ننگ است

هر چند ترا ز یاد ما عارست:

با یاد توام هزار هنگامه

با نام توام هزار و یک کارست

در کوچه گوهرست رفتارش

چون رشته سبکروی که هموارست

کوته نظری است خوشدلی کردن

ز اقبال که پیش خیز ادبارست

با عشق جدل مکن که نه گردون

یک لقمه این نهنگ خونخوارست

کوه غم عشق برگ کاهی نیست

بر خاطر من که برگ گل بارست

در دل مگذر که خواب آسایش

در سایه این شکسته دیوارست

در دیده خرده بین ما صائب

دل مرکز و نه سپهر پرگارست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و روابط انسانی است. شاعر به زیبایی و عظمت عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی با وجود موانع و سختی‌ها، عشق همچنان وجود دارد و بر ذهن و دل انسان تأثیر می‌گذارد. او به این نکته می‌رسد که نباید به خوشبینی‌ها و ساده‌نگری‌ها دل خوش کرد، زیرا زندگی و عشق پیچیدگی‌های خاص خود را دارند. در نهایت، شاعر بر اهمیت عمق و احساس در روابط تأکید می‌کند و یادآوری می‌کند که دل شدیدتر و مهم‌تر از آن است که خود را محدود به موقعیت‌های ظاهری کند.