نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد

می شود شوق لب میگون زبوسیدن زیاد

می کند دل را پریشان شادی بی عاقبت

رخنه در دل غنچه را گردد زخندیدن زیاد

باد دستی کهربای خرمن جمعیت است

حاصل دهقان شود از تخم پاشیدن زیاد

نیست بعد از مرگ هم رزق حریص آسودگی

پیچ و تاب مار گردد وقت خوابیدن زیاد

می گشاید هر که چون ناخن گره از کار خلق

می شود بالیدنش پیوسته از چیدن زیاد

منع حرص می فزون سازد که نخل تاک را

از بریدن می شود هر سال بالیدن زیاد

کرد میزان در نظرها ماه کنعان را سبک

قدر گوهر گرچه می گردد زسنجیدن زیاد

از نپرسیدن شود گر دیگران را درد بیش

بی دماغان را شود زحمت زپرسیدن زیاد

نفس کجرو پا به راه راست از پیری نهشت

از عصا گردید ما را پای لغزیدن زیاد

عمر کوته گردد از پاس نفس صائب دراز

می کند این رشته را بر خویش پیچیدن زیاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مضرات و خطرات برخی از رفتارهای انسانی می‌پردازد. شاعر به علاقه‌مندی‌های افراطی مانند نوشیدن زیاد می و بی‌نظمی‌های ناشی از آن، اشاره می‌کند و تنش‌هایی که می‌تواند برای دل و روان انسان ایجاد کند، توصیف می‌کند. او نشان می‌دهد که رفتارهای ناخواسته مانند حرص و طمع نه تنها به فرد آسیب می‌زند، بلکه به دیگران نیز صدمه می‌زند. در ادامه، شاعر به نقش سوال کردن و ارتباط در کاهش درد و مشکلات اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که ناآگاهی و عدم پرسش می‌تواند مشکلات را بیشتر کند. در نهایت، پیام کلی شعر هشدار درباره پیری و آسیب‌هایی است که می‌تواند از سبک زندگی نادرست ناشی شود.