غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد
در پی آزار زخم چشم سوزن می پرد
شعله آتش اگر سیلی خور خوی تو نیست
از چه رودایم چراغ از چشم گلخن می پرد؟
داغ ناسور مرا تحریک کس در کار نیست
آتش ما کی به بال طرف دامن می پرد؟
فتنه دستی زآستین برکرد کاندر شهر و کوی
بی محرک سنگ از چنگ فلاخن می پرد
بلبل ما چون کند آهنگ دوری از چمن
آب و رنگ اعتبار از روی گلشن می پرد
صائب از نظاره ات گلزار اگر شد دور نیست
در تماشای تو رنگ از روی گلشن می پرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن احساسات عمیق و اشتیاق شاعر نسبت به محبوب است. در آن، شاعر به زخمها و دردهایی که عشق برایش به همراه دارد اشاره میکند و همچنین به زیبایی و جذابیت محبوب که توانایی ایجاد تغییرات چشمگیری در احساسات او دارد. او با استفاده از تمثیلهای طبیعی مانند بلبل و گل، نشان میدهد که چگونه عشق و دوری از محبوب میتواند بر روح و روان انسان تأثیر بگذارد. در نهایت، شاعر به تجربه دوری و تماشا از محبوب اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که زیبایی محبوب باعث شادابی و نشاط او میشود.