نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد

در مذاق لعل، آب و رنگ را خوناب کرد

از نگاه گرم من حسن تو عالمسوز شد

طاعت من طاق ابروی ترا محراب کرد

در زمین پاک من ریگ روان حرص نیست

می تواند شبنمی کشت مرا سیراب کرد

هر که چون شبنم به خون دل شبی را روز کرد

دست در آغوش با خورشید عالمتاب کرد

می تواند کرد با دل تیغ او را سینه صاف

آن که موج بحر را روشنگر سیلاب کرد

خون زغیرت در وجودم پوست بر تن می درد

تا لب زخم که را تیغش دگر سیراب کرد؟

نعل وارون در طریق بندگی خضر ره است

کعبه را دید آن که اینجا پشت بر محراب کرد

کعبه مقصود از ما اینقدر دوری نداشت

راه ما را اینچنین خوابیده شکر خواب کرد

این جواب مصرع نوعی که خاکش سبز باد!

سایه ابر بهاری کشت را سیراب کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و معانی استعاری می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و دردهای عشق سخن می‌گوید و به شبنم و گل‌ها به عنوان نمادهای زیبایی و زودگذر بودن زندگی اشاره دارد. او با استفاده از تصاویری چون «طیب ابروی تو» و «نگاه گرم من»، به شدت احساساتش را بیان می‌کند. همچنین به مفهوم بندگی و تلاش در راه عشق و حقیقت اشاره شده است، که در آن ممکن است چالش‌ها و سختی‌هایی وجود داشته باشد. در نهایت، شاعر به نوعی احساس دوری از مقاصد واقعی و جستجوی حقیقت اشاره می‌کند، با بیان اینکه ممکن است در پی آنچه مقصود است، خواب آلود و غافل باشیم.