غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
کی به زنجیرش توان پا بسته تعمیر کرد؟
نشأه می مرگ آب زندگانی دیده است
دختر رزچون خضر صد نوجوان را پیر کرد
شعله گستاخ طرف دامن قاتل مباد!
خون گرم ما که آتشکاری شمشیر کرد
پیش ازین از تنگ صنعت عشق فارغبال بود
کوهکن در عاشقی این آب را در شیر کرد!
شکر لله صائب از فیض محبت عاقبت
آه ما را عشق شمع خلوت تأثیر کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون عشق، زندگی و مرگ پرداخته است. او به تشبیه زندگی به یک "خانه بر دوش" اشاره میکند که به زنجیر کشیده شده و نمیتواند ترمیم شود. اشاره به مرگ و زندگی از دیدگاه نشأهایاش دارد و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند توصیف میکند که میتواند تغییرات عمیق در انسانها ایجاد کند. همچنین، شاعر به عواقب ناگوار عشق و پیوند آن با شعلههای سرکش اشاره دارد و در نهایت از تأثیر مثبت عشق بر زندگیاش سخن میگوید.