نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد

عمر اگر باشد به عهد خود وفا خواهیم کرد

قصه شبهای هجران نیست اینجا گفتنی

روز محشر این سر طومار وا خواهیم کرد

چشم ما چون شبنم گل لایق دیدار نیست

صلح از آن گلشن به بوی آشنا خواهیم کرد

شبنم گل تکمه پیراهن خورشید شد

ما نمی دانیم کی نشو و نما خواهیم کرد

رعشه بر بازوی موج افتاد در دریای عشق

ما به این بی دست و پایی چون شنا خواهیم کرد؟

آنچه از آب و گل مازندران بر ما گذشت

گرد و خاک اصفهان را توتیا خواهیم کرد!

هر نمازی کز صراحی در صفاهان فوت شد

بی هوای ابر در اشرف قضا خواهیم کرد

تا در اقلیم قناعت سایه دیوار هست

اجتناب از سایه بال هما خواهیم کرد

کیمیای صبر صائب خون آهو مشک ساخت

نفس رهزن را به فرصت رهنما خواهیم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دغدغه‌های عاشقانه پرداخته است. شاعر از تعهد خود به دین و عشق سخن می‌گوید و می‌خواهد در روز محشر رازها را افشا کند. ذکر شبنم و گل نشان‌دهنده زیبایی و لطافت عشق است و اشاره به تلاش برای برقراری صلح و دوستی دارد. او به حرکت در دریای عشق و تلاش برای زندگی بهتر اشاره می‌کند و تأکید دارد که از تجربیات گذشته درس می‌گیرد. همچنین به اهمیت صبر و امید در شرایط سخت اشاره می‌کند و ندا می‌دهد که باید از فرصت‌ها بهره‌برداری کرد. به طور کلی، شاعر با زبانی زیبا و نمادین، عشق، وفا، صبر و تلاش را به تصویر می‌کشد.