نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد

غیرت ما زور بر کسب هنر می‌آورد

گر گهر در آتش افتد، به که از قیمت فتد

یوسف ما در چه کنعان به سر می‌آورد

دست کوته دار از طول امل کاین شاخسار

چون به بار آید پشیمانی ثمر می‌آورد

هرکه را چون رشته دور چرخ پیچ و تاب داد

سر ز جیب گوهر سیراب برمی‌آورد

نخل مومین، میوه خورشید بار آورد و ریخت

در چه موسم نخل ما یارب ثمر می‌آورد؟

آب تیغ او عجب دارم نصیب من شود

طالعی دارم که از دریا خبر می‌آورد

بخت ما حاضرجوابی از مزاج کوه برد

کی جواب نامهٔ ما نامه‌بر می‌آورد؟

حُسن در هرجا که باشد چشم‌زخمی لازم است

سوزن از جیب مسیحا سر به در می‌آورد

صائب از تلخی مذاق عیب‌جو رد می‌کند

ابر ما گر آب از جوی گهر می‌آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکاتی درباره عیب‌جویی و هنر می‌پردازد. شاعر به این موضوع اشاره دارد که عیب‌جوها اگرچه در پی یافتن عیوب هستند، اما این کار به شور و غیرت انسان در کسب هنر و تلاش بیشتر منجر می‌شود. همچنین، شاعر به ارزش و قیمت درون انسان‌ها و تلاش برای حفظ آن‌ها از آسیب نیز اشاره می‌کند. او از تأثیر گذشت زمان و پیوستگی زندگی می‌گوید و بر اهمیت ثمرات تلاش و کار سخت تأکید می‌کند. در نهایت، همه این نکات تحت تأثیر بخت و شانس قرار دارند و زیبایی و حسن‌های زندگی نیازمند مراقبت و محافظت هستند.