نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تیرگی از مد احسان جان روشن می کشد

رشته میل آتشین در چشم سوزن می کشد

نیست خرمن را وجود برگ کاهی پیش حرص

قانع از هر دانه جو، ناز خرمن می کشد

بس که دارد وحشت از زخم زبان ناصحان

از دهان شیر، مجنون ناز مأمن می کشد

می کند سنگین دلان را نرم آه عجز من

خشک مغزیهای من از ریگ روغن می کشد

با تو سرکش برنمی آیم، وگرنه شوق من

آتش سوزان زسنگ و آب از آهن می کشد

می فتد در اوج عزت طشتش از بام زوال

بر زمین چون آفتاب آن کس که دامن می کشد

دیده ای کز سرمه توحید روشن گشته است

از سر هر خار، ناز نخل ایمن می کشد

زیر شمشیرست صائب جایش از گردنکشی

از خط فرمان سبک مغزی که گردن می کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی احساسات و چالش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر با بیانی عمیق، تضادها و پیچیدگی‌های عشق، تنهایی و ناامیدی را به تصویر می‌کشد. او از تیرگی و ظلمت ناشی از عشق ناامید صحبت می‌کند و بیان می‌کند که تلاش برای به دست آوردن محبت و دوستی در جامعه، به دلیل ترس و وسوسه‌ها، ممکن است بسیار دشوار باشد. همچنین، شاعر به قدرت کلمات و تأثیر آنها بر روح انسان اشاره می‌کند و تأکید دارد که در دل هر فرد، نوری از ایمان و امید وجود دارد که می‌تواند از میان موانع عبور کند. در نهایت، او به مسأله ظاهرسازی و فریب‌های اجتماعی نیز اشاره دارد و از آن به عنوان مانعی برای زندگی واقعی یاد می‌کند.