نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند

گرد ره در دامن افلاک می باید فشاند

اتصال بحر بر بی دست و پایان مشکل است

در گذار سیل این خاشاک می باید فشاند

عالم انوار را نتوان غبارآلود ساخت

گرد هستی را زدامن پاک می باید فشاند

دور عیش نقطه از پرگار می گردد تمام

خرده جان را بر آن فتراک می باید فشاند

تا به وصل خوشه گوهر رسی در نوبهار

فطره چندی به رنگ تاک می باید فشاند

سرو را هر چند سرکش تر کند آب روان

نقد جان در پای آن بیباک می باید فشاند

گفتگوی عشق با تن پروران بی موقع است

این نمک بر سینه های چاک می باید فشاند

گریه کردن پیش بیدردان ندارد حاصلی

تخم قابل در زمین پاک می باید فشاند

می کند ریزش گوارا آبهای تلخ را

جرعه اول به روی خاک می باید فشاند

هست چون پروانه گر صائب ترا بال و پری

پیش آن رخسار آتشناک می باید فشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت پاکی و رهایی از دنیا و تعلقات مادی است. شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به معارف و واقعیات عمیق‌تر باید از غبار دنیا دوری کرد و دل به وصال حقیقت سپرد. او می‌گوید که برای کسب عشق و معارف الهی باید تلاش کرد و از موانع عبور کرد. در این مسیر، خود را باید از زشتی‌ها و رنج‌ها پاک کرد و به سمت نور و نعمت‌های الهی گام برداشت. شاعر همچنین اشاره می‌کند که در این راه، با وجود مشکلات و آسیب‌ها، باید با صبر و استقامت جایی برای رشد و تعالی فراهم کرد.