نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۷۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند

گوشه دامان به دامان توکل بسته اند

در گلستانی که غیرت باغبانی می کند

روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند

از غبار لشکر خط خال رو گردان شود

خوش دلی این غافلان بر زلف و کاکل بسته اند

فیض یکرنگی تماشاکن که گلچینان باغ

بارها از بال بلبل دسته گل بسته اند

بر سفر کردن درین زودی دلیل روشن است

این که از شبنم جرس بر محمل گل بسته اند

بر نیامد شور صائب از شکرزار سخن

تا زبان طوطی خوش حرف آمل بسته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویرگری زیبایی از عشق و وفاداری در زندگی می‌پردازد. شاعر از وجود موانع و مشکلات در زندگی سخن می‌گوید که باعث شده اند افراد (اهل همت) در تلاش برای رسیدن به هدف‌های خود قرار بگیرند. او همچنین به اهمیت عشق و غیرت در زندگی اشاره می‌کند، به ویژه در فضای باغ که نشان‌دهنده‌ی زیبایی و تولید زندگی است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود سختی‌ها، خوشبینی و عشق می‌تواند راهنمای انسان‌ها باشد و آنان را به جلو ببرد.