غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
دست رستم را به تدبیر تنزل بسته اند
از ثبات پای خود لنگر به دست آورده اند
بادبان بر کشتی خود از توکل بسته اند
در چه ساعت در چمن رنگ محبت ریختند؟
غنچه ها یکسر کمر در خون بلبل بسته اند
تا زیاجوج هوس باشند ایمن گلرخان
سد آهن در ره از تیغ تغافل بسته اند
صائب امشب در چمن چندان که خواهی عیش کن
روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به توصیف افرادی پرداخته شده که با اراده و صبر در برابر مشکلات ایستادگی کردهاند. آنها با توکل به خدا و تدبیر، خود را از خطرات و چالشها محافظت کردهاند. به زیبایی چمنی اشاره شده که گلها و بلبلها در آن در کنار هم و با آرامش به سر میبرند. شاعر به عیش و لذت از زیباییهای زندگی دعوت میکند و به وجود محبت و عشق در این فضا اشاره دارد. در کل، شعر به تصویر کشیدن دنیایی پر از امید، صبر و عشق میپردازد.