نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند

خویش را از آب حیوان در سراب افکنده اند

تا گل رخسار شبنم خیز او را دیده اند

عندلیبان مهر گل را بر گلاب افکنده اند

سر به معشوق حقیقی می کشد عشق مجاز

زین سرپل تشنگان خود را در آب افکنده اند

خاکسارانی که راه عشق را طی کرده اند

آسمانها را مکرر در رکاب افکنده اند

قطره هایی کز سرانجام فسردن آگهند

از صدف خود را در آغوش سحاب افکنده اند

جز ره باریک دل در دامن دشت وجود

تا نظر جولان کند دام سراب افکنده اند

هوشیاران می رمند از چشم شیر حادثات

میکشان صدره بر این آتش کباب افکنده اند

ساده لوحانی که دل بر قصر دولت بسته اند

دست خود چون موج بر دوش حباب افکنده اند

چون نخیزد شور محشر صائب از گفتارشان؟

اهل معنی کم نمک در چشم خواب افکنده اند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از عشق و جستجوی حقیقت می‌پردازد. شاعر به افرادی اشاره می‌کند که در پی لذت‌های مادی و ظاهری افتاده‌اند و خود را در توهمات و سراب‌ها غرق کرده‌اند. آنها به جای رسیدن به معشوق حقیقی، در امور سطحی و زودگذر گرفتار شده‌اند. در مقابل، عارفان و خاکساران راه عشق را یافته و به معانی عمیق‌تری دست یافته‌اند. شاعر به بی‌خبران از حقیقت هشدار می‌دهد که در خواب غفلت باقی نمانند و از دردها و چالش‌های زندگی هراسی نداشته باشند. به‌طور کلی، شعر به تضاد بین عشق حقیقی و مجازی، بین آگاهی و بی‌خبری می‌پردازد.