نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۸۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند

ورنه ارباب رضا از بیش و کم آسوده‌اند

شور محشر را صفیر نی تصور می‌کنند

این سیه‌مستان غفلت بس که خواب‌آلوده‌اند

هرکه دید آن خال‌ها بر دور چشم یار، گفت

این غزالان بین که برگرد حرم آسوده‌اند

کیستم من تا به گرد محمل لیلی رسم؟

برق و باد از دور گردان قدم فرسوده‌اند

با چنین عجزی که بیکاری نمی‌آید ز ما

کار دنیا را و عقبی را به ما فرموده‌اند

این جواب آن غزل صائب که می‌گوید حکیم

«بر بناگوشت مثال کفر و دین بنموده‌اند»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف درد و رنجی می‌پردازد که عاشقان و دل‌شکستگان حس می‌کنند. شاعر به تفاوت بین آرامش ظاهری اربابان و درد درونی خود اشاره می‌کند و انگار می‌گوید که در دنیای بی‌خبر، مردم نسبت به واقعیت‌های عمیق وجودی غافلند. او با استفاده از تشبیهاتی چون غزالان و محمل لیلی، احساس دیگری نسبت به عشق و درد عاشقی را به تصویر می‌کشد و در نهایت به سختی زندگی و اهمیت معنویات و شیوه‌ تفکر اشاره می‌کند.