نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند

پرده تبخال تب را بیشتر رسوا کند

خرده راز محبت می شکافد سینه را

این شرار شوخ کار تیشه با خارا کند

بر نیاید هر تنک ظرفی به حفظ راز عشق

باده پرزور کار سنگ را مینا کند

تنگدستی نفس سرکش را شود رهبر به حق

ابر چون بی آب گردد روی در دریا کند

کی خیالش می شود در دل مصور بی نقاب؟

حسن محجوبی که بر آیینه استغنا کند

نیست از عرض تجمل تنگ چشمان را گزیر

دانه صد تیغ زبان در خوشه ای پیدا کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق و رازهای آن می‌پردازد. شاعر به پرده‌پوشی عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که پرده‌پوشی تنها عشق را در معرض رسوایی قرار می‌دهد. او از درد و رازهای محبت سخن می‌گوید که می‌تواند دل را بشکافد. همچنین، به قدرت عشق اشاره دارد و می‌گوید که هر کس نمی‌تواند راز عشق را حفظ کند. در نهایت، شاعر به زیبایی و حسن اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق در دسترس نیست و تنگدستی نمی‌تواند از زیبایی‌های آن کاسته کند.