غزل شمارهٔ ۲۵۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
سینه می دزدد نسیم از باغ شبنم سوز ما
در بیابانیم و از شوق طواف کعبه سوخت
بال مرغان حرم را آه زمزم سوز ما
یک جهان بی درد را در حلقه ماتم کشد
چون کند گیسو پریشان آه ماتم سوز ما
سوده الماس با آن جوهر ذاتی که هست
تیغ نتواند شدن با زخم مرهم سوز ما
با چراغ طور سر از یک گریبان بر زده است
لاله شبنم گداز آه عالم سوز ما
داغ ما صائب ز شمع طور روشن گشته است
کی به یک طوفان و صد طوفان شود کم سوز ما؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عواطف عمیق و دردهایی میپردازد که شاعر از آنها رنج میبرد. شاعر احساساتش را به صورت تصویری زیبا و شاعرانه بیان کرده و از نشانههایی مانند نسیم، باغ، مرغان حرم و گیسو استفاده کرده است تا عمق آه و سوختگی دلش را به تصویر بکشد. او از شوق و شیدایی برای زیارت کعبه و مسئله درد و ماتم در زندگی سخن میگوید و از داغی که همچون شمع روشن است، یاد میکند. در نهایت، شاعر تاکید میکند که این درد و سوز به هیچ طوفانی کم نمیشود و همیشه در زندگیاش باقی میماند.