نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کند

آنچه پنهان کرده‌ام سیما هویدا می‌کند

لعل نوشین خنده‌ات کار مسیحا می‌کند

یعنی از عیسی بمیرد باز احیا می‌کند

نیست زور بازوی دولت درین ره دستگیر

می‌خورد خضر آنچه اسکندر تمنا می‌کند

گر به ظاهر گریه بلبل ندارد اعتبار

دامن خود را به این امید، گل وا می‌کند

صد بهشت از عشق در هر گوشه‌ای آماده است

زاهد کوته‌نظر جنت تمنا می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف عمیق و رازهای پنهانی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که اشک‌ها و غم‌ها، رازهای درونی او را نمایان می‌کنند و لبخند معشوقش روح را оживá می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که در راه زندگی، قدرت دنیوی به تنهایی کافی نیست و انسان باید به چشیدن نعمت‌های معنوی بپردازد. شاعر به زیبایی عاشقانه و جاذبه‌های آن اشاره می‌کند و تضاد بین عشق و دیدگاه محدود زاهدان را به تصویر می‌کشد. در نهایت، عشق و جمال الهی بهشت‌هایی در دل و اطراف ما فراهم می‌آورند که زاهدان تنها جنت ظاهری را طلب می‌کنند.