نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خال موزونت سویدا را زدل حک می کند

مردمک را در نظرها نقطه شک می کند

دل چنین گر بر در و دیوار خود را می زند

خانه ام را زود چون مجمر مشبک می کند

مد آهم دشت را پیچد بهم چون گردباد

سیل اشکم کوه را با کبک هم تک می کند

این خیال آباد را نتوان به چشم باز دید

چشم پوشیدن زدنیا کار عینک می کند

دشمن خارج نمی خواهد سبکسر چون هدف

کز رگ گردن زخود ایجاد ناوک می کند

هر که از صدق طلب آتش ندارد زیر پا

خار در پی کردنش کار بلارک می کند

وقت حاجت می برد عاقل به خصم خود پناه

چون قلم شد کند، گردن کج به گزلک می کند

نطق یاران موافق را زهم سازد جدا

صد زبان مختلف را خامشی یک می کند

خار خار شوق اگر صائب سبکدستی کند

خاک سنگین پای را با باد هم تک می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی وضعیت وحشتناک و دردناک دل در عشق و زندگی است. شاعر به بیان حسرت‌ها و غم‌هایی می‌پردازد که عشق و مشکلات زندگی به بار می‌آورد. او با تصاویری چون "دل بر در و دیوار می‌زند" و "سیل اشکم کوه را تکان می‌دهد" عمق احساسات خود را نشان می‌دهد. شاعر اشاره می‌کند که چگونه انسان‌ها به دلیل احساسات شدید خود نمی‌توانند واقعیت را به روشنی ببینند و از دنیای مادی دوری می‌جستند. در نهایت، او به این نکته می‌رسد که در زمان نیاز، باید به هوش و عقل خود تکیه کنیم و از دشمنی‌ها و پیچیدگی‌های زندگی در امان باشیم. شعر به نمایش تضادهای احساسات و تأثیرات مختلف عشق و زندگی بر روح انسان می‌پردازد و با استفاده از تصاویری زیبا و کنایه‌ها، عمق احساسات شاعر را منتقل می‌کند.