نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۶۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند

راست چون آهو نفس بهر رمیدن می کند

گر چمن پیرا کند منع تماشایی بجاست

در گلستانی که دیدن کار چیدن می کند

چشم ازان سیب ذقن در پرده شرم آب ده

کز نگاه گرم، انداز چکیدن می کند

زانفعال قامت او سرو با آن سرکشی

بر زمین از سایه مشق خط کشیدن می کند

گرچه صددل هست چون تسبیح در هر رشته اش

دل به زلفش جای خود باز از تپیدن می کند

از مکیدن تشنگی را کم اگر سازد عقیق

تشنه را سیراب لعل او به دیدن می کند

در کهنسالی ندارد بد گهر دست از ستم

ترک خونریزی کجا تیغ از خمیدن می کند؟

شکوه از قسمت ندارد جز پشیمانی ثمر

شیر را خون طفل از پستان گزیدن می کند

زاهد خشکی که می لافد ز تأثیر نفس

تیغ چوبینی است تهدید بریدن می کند

هست در میزان بینش هر سبک مغزی گران

برگ کاهی چشم را منع از پریدن می کند

از تأمل می شود گفتار صائب بی گره

باده ناصاف را صافی چکیدن می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها شاعر به زیبایی و ظرافت ویژگی‌های انسانی و طبیعی اشاره می‌کند. او به میله زندگی، عشق و زیبایی می‌پردازد و با استفاده از تشبیهات مختلف، حالاتی را توصیف می‌کند که نشان‌دهندهٔ میل و آرزوی انسان‌هاست. تصویر آهو و سیب به عنوان نمادهای جذابیت و عشق استفاده شده‌اند. همچنین، نکاتی چون گذر عمر و ستمی که در زندگی ممکن است بر انسان‌ها روا داشته شود، نیز در اشعار دیده می‌شود. شعر به طور کلی به احساسات عمیق و تردیدهای انسانی می‌پردازد و با تضادهایی مانند سرخوشی و غم، سادگی و عمق آگاهانه می‌شود.