نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر جلا آیینه‌های تیره را نم می‌کند

عاشقان را هم می گلرنگ خرم می‌کند

می‌کند در سخت‌رویان صحبت نیکان اثر

سنگ را فرهاد شیرین کار، آدم می‌کند

می‌کند بیگانه وحشت آشنایان را ز هم

چشم شوخ از سایه مژگان خود رم می‌کند

در گلستان جلوه مستانه آن شاخ گل

سرو را در چشم قمری نخل ماتم می‌کند

می‌کند جا در دل معشوق پیچ و تاب عشق

ریشه جوهر در دل فولاد محکم می‌کند

در ضمیر خاک خواهم غوطه چون قارون زدن

گر چنین پشت مرا بار گنه خم می‌کند

زندگی خواهی، خموشی پیشه خود کن که شمع

عمر خود را از زبان آتشین کم می‌کند

می‌شوند از گرم‌خونی دوست صائب دشمنان

کار روغن در چراغ لاله شبنم می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد تأثیر عشق و زیبایی بر زندگی انسان‌هاست. شاعر اشاره می‌کند که چگونه عشق می‌تواند دل‌های تاریک را روشن کند و سختی‌ها را آسان کند. او به قدرت عشق در ایجاد تغییرات مثبت در زندگی و روابط اشاره می‌کند، به‌ویژه در رابطه با معشوق. همچنین، شاعر بیان می‌کند که زندگی باید با سکوت و آرامش پیش برود، چرا که افراط در احساسات می‌تواند به آسیب‌های بیشتری منجر شود. در نهایت، شعر نشان می‌دهد که عشق می‌تواند حتی دشمنی را به دوستی تبدیل کند.