نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی به ارباب تجرد مال دنیا می دهند؟

آب از سرچشمه سوزن به عیسی می دهند

کیست تا سیراب سازد این سفال خشک را؟

چون به گوهر قطره آبی زدریا می دهند

با زبردستی جوانمردان میدان وجود

خاکمال دشمن از راه مدارا می دهند

می دهند از کف به سیم قلب ماه مصر را

کوته اندیشان که دین خود به دنیا می دهند

دوربینانی که آگاهند از طغیان نفس

در شکست خویش کی فرصت به اعدامی دهند؟

پوچ مغزانی که بر گفتار می آرند زور

خرمن خود را به دست بادپیما می دهند

رتبه دیوانگی گر نیست بالاتر زعقل

داغ سودا را چرا بر فرق سرجا می دهند؟

گوشه گیران ایمن از آسیب شهرت نیستند

گر به کوه قاف پشت خود چو عنقا می دهند

شهر صائب بر شکوه عشق تنگی می کند

زین سبب دیوانگان را سر به صحرا می دهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد دنیاطلبی و superficiality انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به سوالاتی در مورد ارزش و معنای زندگی می‌پردازد و از رفتار افرادی انتقاد می‌کند که در مقابل دنیای مادی، ارزش‌های واقعی را نادیده می‌گیرند. او به ویژگی‌های کسانی که به ظواهر و مال دنیا وابسته‌اند، اشاره می‌کند و آن‌ها را نسبت به درک عمیق زندگی ناتوان می‌داند. همچنین بیان می‌کند که انسان‌های آگاه و عاقل به دنبال حقیقت هستند و از بیهودگی و ظاهرسازی دوری می‌کنند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که دیوانگی و عشق حقیقی بر جنبه‌های سطحی زندگی ارجحیت دارد.