غزل شمارهٔ ۲۶۱۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یوسف ما در دل چه بر سر بازار بود
این گل از صبح ازل شیدایی دستار بود
پیشطاق شهرت از شعر بلندم رتبه یافت
اینچنین زلفی رخ این صفحه را در کار بود
کوه و صحرا پر شد از آوازه زنجیر من
پای صحرا گرد مجنون کی به این پرگار بود؟
صائب این طرز سخن را از کجا آورده ای؟
هر که را دیدیم داغ طرز این اشعار بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به حال و هوای یوسف و زیبایی او اشاره میکند، و میگوید که از آغاز، جذابیت و شیدایی او محسوس بوده است. او از موفقیت خود در شعر گفتن و ستایش یوسف صحبت میکند و میگوید که آوازهاش در کوه و دشت پیچیده است. شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچکس نمیتواند به اندازه او در بیان این احساسات موفق باشد و در نهایت از منبع الهام خود برای این اشعار سوال میکند.