نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

راز دل ها را ز لوح سینه می یابیم ما

آب و رنگ گوهر از گنجینه می یابیم ما

عینک بینایی ما دوربین افتاده است

فیض شنبه از شب آدینه می یابیم ما

آنچه از پیر طریقت کشف نتواند شدن

در خرابات از می دیرینه می یابیم ما

شب به چشم ما نسازد روز روشن را سیاه

فیض صبح از سینه بی کینه می یابیم ما

نیست بر دست سبوی باده چشم ما چو جام

نشأه صهبا ز جوش سینه می یابیم ما

قسمت شاهان نمی گردد ز الوان نعم

آنچه از نان جو و کشکینه می یابیم ما

درنیابند از سمور و قاقم و سنجاب، خلق

گرمیی کز خرقه پشمینه می یابیم ما

می زداید زنگ از دل جلوه گاه یار هم

لذت دیدار از آیینه می یابیم ما

هرچه هر کس را بود در دل نهان، چون آینه

صائب از فیض صفای سینه می یابیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عمیق اندیشه‌ها و تجربیات انسانی می‌پردازد. شاعر به راز دل‌ها و احساسات درونی اشاره می‌کند و می‌گوید که ما حقیقت را از درون خود و با بینش داخلی‌مان می‌یابیم. او همچنین به اهمیت تجربه‌های قدیمی و معنوی اشاره می‌کند و می‌گوید که در مقام ریا یا ظواهر نمی‌توان به حقیقت رسید. شاعر از لذت‌های معنوی و دیدار با محبوب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که آنچه ارزشمند است در سادگی و گنجینه‌های درونی ما نهفته است. در نهایت، او بیان می‌کند که هر کس به فراخور قلب خود، حقیقت را درک می‌کند و به فیض و صفای سینه خود اشاره می‌کند.