نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما

هم‌خیال و هم‌صفیر و هم‌نوا بودیم ما

معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد

چون دو مصرع گرچه در ظاهر جدا بودیم ما

بود دایم چون زبان خامه حرف ما یکی

گرچه پیش چشم صورت‌بین دو تا بودیم ما

چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند

یک‌دل و یک‌روی در نشو و نما بودیم ما

می‌چرانیدیم چون شبنم ز یک گلزار چشم

از نواسنجان یک بستان‌سرا بودیم ما

بود راه فکر ما در عالم معنی یکی

چون دو دست از آشنایی یک‌صدا بودیم ما

دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود

داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما

اختر ما سعد بود و روزگار ما سعید

از سعادت زیر بال یک هما بودیم ما

چاره‌جویان را نمی‌دادیم صائب درد سر

دردهای کهنه‌ی هم را دوا بودیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به یاد دوران آشنایی‌اش با معشوق می‌پردازد و روابط عمیق و نزدیکی که داشتند را توصیف می‌کند. او بیان می‌کند که آن‌ها دو جزء جدا بودند اما در حقیقت یک‌دل و یک‌صدا بودند. همچنین، به اشتراک گذاشتن احساسات و افکارشان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که فاصله بین آن‌ها نمی‌تواند مانع از اتحادشان شود. در نهایت، شاعر از خوشبختی و شادابی که زندگی مشترکشان به آن‌ها بخشیده صحبت می‌کند و می‌گوید که مشکلات را با هم حل می‌کردند و مرهمی بر دردهای یکدیگر بودند.