غزل شمارهٔ ۲۶۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ناامیدی بر دهد اشکی که میباریم ما
رزق قانون میشود تخمی که میکاریم ما
هر که پا کج میگذارد ما دل خود میخوریم
شیشهٔ ناموس عالم در بغل داریم ما
در شکار شوخچشمان دست و پا گم میکنیم
ور نه آهو را به دام خویش میآریم ما
در کف عشقیم عاجز، ور نه در میدان رزم
شیرمردان را به مژگان جبهه میخاریم ما
نیست صائب قسمت کوتاهبینان هوس
آن چه از چشم سیاهش در نظر داریم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات ناامیدی و تلاشهای بینتیجه میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن مشکلات و چالشها در زندگی، با اشاره به تلاشهای بیفایده و ناهماهنگیهای انسانی میپردازد. او به نوعی استعفا میدهد که با وجود امید، واقعیتها و دردهای زندگی همواره سایهاش را بر سر ما دارند. همچنین به جذابیتهای عشق و زیباییهای آن اشاره میکند، اما از دشواریها و ناکامیها هم غافل نیست. در نهایت، شعری است پر از احساسات متناقض و واقعیات زندگی.