نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون حباب از یکدلان باده نابیم ما

از هواداران پا بر جای این آبیم ما

بر دلی ننشیند از گفتار ما هرگز غبار

ماهیان بی زبان عالم آبیم ما

می شود روشن ز خاموشی چراغ عاشقان

در هلاک خویش چون پروانه بی تابیم ما

راحت دنیا حجاب دیده بیدار نیست

بر بساط گل چو شبنم غنچه می خوابیم ما

نارسایی های طالع مانع است از اتحاد

ور نه با موی میان یار همتابیم ما

فقر را از دیده بد پرده داری می کنیم

گر به ظاهر در لباس صوف و سنجابیم ما

کاروان ما سبکباران نمی داند مقام

صفحه خاک است چون آیینه، سیمابیم ما

نیست ممکن افتد از پرگار، سیر و دور ما

در محیط آفرینش همچو گردابیم ما

غافلیم از ترکتاز چرخ صائب از غرور

پیش پای سیل بی زنهار در خوابیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربیات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون حباب، چراغ عاشقان و پروانه به توصیف وضعیت عشق و وجود انسانی می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که عشق و دوستی سبب روشنی و گرما در دل‌ها می‌شود و مشکلات زندگی را با هشیاری و نگرش درست می‌توان برداشت کرد. همچنین به موانع و نارسایی‌های زندگی و سرنوشت اشاره می‌کند که مانع از اتحاد و نزدیکی واقعی میان انسان‌ها می‌شود. در نهایت، ابراز می‌کند که بشر در میان چالش‌ها و نابسامانی‌ها، ممکن است غافل و خواب‌آلود باشد و از حقیقت زندگی دور بماند.