نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود

مجلس ما از گل ابری گلستان می شود

ناخن الماس ازکارم سری بیرون نبرد

مشکل من کی به سعی سوزن آسان می شود؟

یوسف این زخمی که داری از عزیزان وطن

مرهمش خاکستر شام غریبان می شود

جای هر نیشی که از دست تو دارم بر جگر

گر به هم دوزند صد زخم نمایان می شود

بر سر خاک شهیدان شمع آهی برده ایم

خون ما با دامنی دست و گریبان می شود

صائب از تنگ دهان یار پیش دل مگو

طفل ما بدخوست بهر هیچ گریان می شود!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف حال و روز شاعر و مشکلات او می‌پردازد. او از ساغری می‌گوید که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و از مجالس پر از گل و زیبایی سخن می‌گوید. شاعر احساس می‌کند که حوادث و دردهایش به سادگی حل نمی‌شوند و او زخم‌های عمیق عاطفی و اجتماعی را تجربه کرده است. همچنین اشاره به یاد و خاطره شهیدان می‌کند و از درد ناشی از جدایی و مشکلات می‌گوید. در نهایت، شاعر به ضعف‌های خود اشاره می‌کند و بر غم و اندوهش تأکید می‌ورزد.