غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود
نه فلک تنگ است بر خورشید عالمتاب عشق
لیک از کوچکدلی در ذره پنهان می شود
روز ما نسبت به شب برقی است کز ابر سیاه
می نماید گوشه ابرو و پنهان می شود
نیست جان کاملان را در تن خاکی قرار
می رود آسایش از گوهر چو غلطان می شود
هر که صائب چشم پوشد از پسند خویشتن
عالم پرخار در چشمش گلستان می شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عمق عشق پرداخته و نشان میدهد که با وجود مشکلات و تنگناها، عشق میتواند به روشنی و زیبایی تبدیل شود. او به سرنوشت نظربازان اشاره میکند که در نهایت به مقصود میرسند، و بیان میکند که با چشمپوشی از خودپسندی، میتوان دنیا را به دنیایی پر از گل و زیبایی تبدیل کرد. همچنین، او به این نکته میپردازد که عشق واقعی از محدودیتهای ظاهری فراتر میرود و در عمق وجود انسانها نهفته است.