نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از نظربازان کمال حسن افزون می‌شود

از فشار طوق قمری سرو موزون می‌شود

نشکند هرگز خمار آتش از اشک کباب

عشق کی سیراب از دل‌های پرخون می‌شود؟

نیست ممکن یافتن مضمون خط یار را

خوبی خط پرده رخسار مضمون می‌شود

برنمی‌آید به ناز بی‌نیازی‌های عشق

ورنه لیلی همچو آهو رام مجنون می‌شود

از خمار زندگی هرگز نگردد روی زرد

خون هرکس رزق آن لب‌های میگون می‌شود

طوق احسان برنتابد خاطر آزدگان

پاک گوهر از بخیلان بیش ممنون می‌شود

نیست در میخانه تحصیل کمال از راه درس

هرکه چون خُم خالی از خود شد فلاطون می‌شود

می‌فزاید رغبت صیاد را دام و کمند

از وفور مال، حرص جاه افزون می‌شود

از دل پرخون شکایت صائب از انصاف نیست

می‌شود دریای رحمت دل چو پرخون می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از کمال حسن، درباره تأثیر عشق و احساسات عمیق انسانی بر روح و جسم انسان‌ها صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی توصیف می‌کند که چگونه عشق و اشک می‌تواند عواطف را تسلی بخشد و انسان را به کمال برساند. او به تضادهای عشق و زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که خوشی و زیبایی از دل‌های پرخون و تجربیات تلخ به وجود می‌آید. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که واقعیات زندگی و عشق نمی‌توانند از مسیرهای عادی به دست آیند و نیاز به تجربیات عمیق دارند. در نهایت، شاعر به قدرت رحمت و انصاف در وجود انسان‌ها اشاره می‌کند.