نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مخزن گوهر صدف از ته گزینی می شود

کف سبک در بحر از بالانشینی می شود

هر پر کاهی بود در دیده اش بال هما

صاحب خرمن کسی کز خوشه چینی می شود

کوته اندیشان ز استقبال غم آسوده اند

دردهای نسیه، نقد از دوربینی می شود

در مقام خویش باشد چوبکاری را ثمر

چوب گل سوداییان را چوب چینی می شود

رشته مریم کمند سوزن عیسی نشد

روحهای آسمانی کی زمینی می شود؟

ساده لوحی می کند هموار بر خود هر چه هست

رشته جان پرگره از خرده بینی می شود

با دل نازک کند اندک ملالی کار سنگ

موی سهلی سرمه آواز چینی می شود

صاف با آفاق کن صائب دل خود را که صبح

مشرق خورشید از روشن جبینی می شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف مسائل مختلف زندگی انسانی و طبیعت هستی می‌پردازد. در آن به تضادهایی مانند انتخاب‌های نادرست، خیالات ساده‌لوحانه و تأثیرات منفی تفکر کوته‌نظرانه اشاره می‌شود. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که هر چیز در زندگی باید بر اساس دانش و آگاهی صحیح انتخاب شود تا نتیجه مثبت بدهد. در نهایت، شاعر به لطافت احساسات و اهمیت روشن‌بینی در شناخت حقیقت‌ها اشاره می‌کند و از مخاطب می‌خواهد تا با دل صاف و نیکو به زندگی بنگرد.