غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارفان را نکهت سیب ذقن جان میدهد
طفل مشرب جان برای نارپستان میدهد
با سبکروحان به نقد دل گرانی چون کنم؟
شمع در راه نسیم صبحدم جان میدهد
سر به دنبال جنون عشق نه، کاین باد دست
وسعت خاطر بیابان در بیابان میدهد
دل ز فکر پوچ خواهد باخت خود را چون حباب
کشتی ما را سبکباری به طوفان میدهد
پیش دریا آبروی خود چرا ریزد سد؟
قطرهای دارد گدایی، ابر نیسان میدهد
سهل باشد بند کردن ناخنی بر بیستون
پیش برق تیشه من کوه میدان میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این مصراعها به مضامین عارفانه و عاشقانه اشاره دارند. شاعر دربارهٔ نکهت و جذابیت عشق و روحانیت صحبت میکند و به ارتباط عمیق روح با عشق میپردازد. او به زندگی و چالشهای آن نگاهی کنایهآمیز دارد و میگوید که گاهی باید از دنیای مادی و فکرهای بیهوده دست کشید. همچنین، قدرت عشق و جنون آن را در مقایسه با موانع و مشکلات زندگی نشان میدهد. در نهایت، شاعر به عظمت و تواناییهای عشق اشاره کرده و آن را برابر با سختیهای زندگی نظیر طوفان و کوه میداند.