غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
غمزه او تیغ بیباکی به ابرو می دهد
در دل شب می توان گل چید از گلزار فیض
آفتابی شد چو رنگ گل، کجا بو می دهد؟
دیده رسوانگاهان پرده از کارت کشید
این سزای آن که هر آیینه را رو می دهد
تلخ کردن لب به دشنام هوسناکان چرا؟
خیره چشمان را سزا آن چین ابرو می دهد
این غزل در جلوه برقی به صائب جلوه کرد
اینقدر توفیق، موزونان که را رو می دهد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوق و قدرت تأثیرگذاری او اشاره میکند. او از جلوههای چشم و ابرو معشوق میگوید که احساساتی چون عشق و حسرت را برمیانگیزد. شاعر با تصاویری زیبا، عشق و زیبایی را مقایسه میکند و به کنایه میگوید که در دنیای عشق، گاهی باید به تلخیهای جدایی و دشواریها نیز فکر کرد، اما زیبایی و لذت عشق همچنان ادامه دارد. غزل به تأثیر و توفیق شعر و هنر نیز اشاره دارد و از آن به عنوان عاملی درخشان در جلوهگری عشق یاد میکند.